محمد مهدى ملايرى

321

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آنجا در آن قسمت از دريا كه ميان دو كوه و در جانب حبشه قرار داشت با كشتيهاى بزرگ و سنگ خارا و ستونهاى آهنين و زنجيرهاى عظيم سدّى بساخت و بزرگان آنجا را بكشت و به مدائن بازگشت . « 1 » اين خبرها حكايت از استحكاماتى مىكند كه انوشروان براى حفظ بندر عدن از مهاجمان حبشى پس از قلع و قمع آنان به‌وجود آورده بود ، و اين‌كه او خود شخصا به آنجا رفته دليل بر اين تواند بود كه چنين حمله‌اى در هنگامى كه او در شمال درگير جنگ با روميها و متّحدانش بوده است به تحريك روميها و ژوستىنين از سوى حبشيها صورت گرفته ، و آن بندر را كه يكى از پايگاههاى مهمّ دريائى و بازرگانى ايران بوده ويران ساخته و بر آن مسلّط شده بوده‌اند . حملهء حبشيها را هم به مكّه در سالى كه به عام الفيل معروف شده از همين قبيل دانسته‌اند ، زيرا مكّه هم يكى از مراكز مهمّ بازرگانى شرق و غرب بوده و حمل كالا در فاصلهء بين عدن تا آنجا و از آنجا تا دمشق و بالعكس در اختيار بزرگان و سرمايه‌داران قريش بوده و بازرگانان ايرانى هم از طريق بندر جدّه كه يكى از پايگاههاى بازرگانى ايران در درياى سرخ بوده ، به آنجا رفت‌وآمد داشته‌اند . و چنان كه مىدانيم نجد و حجاز هم در آن تاريخ در قلمرو نفوذ دولت ساسانى بوده است . حميريان يمن و دولت ايران با نيرو گرفتن دولت حبشيان در يمن طبيعى بوده كه فشار و ستم آنان هم بر اهل محل ، كه مهمترين و سرشناس‌ترين تيرهء آنها كه پيش از حبشيها هم بر يمن حكومت مىكرده‌اند حميريان بوده‌اند ، فزونى يافته ، تا آن حد كه آنان را به فكر چاره انداخته و چون حميريان همواره ايران را در برابر روم كه اكنون حامى دشمنان سرسخت آنان يعنى حبشيان شده بودند حامى و دوست خود مىشناختند ، ازاين‌رو طبيعى بوده كه كسى از خاندان همان فرمان‌روايان سابق را به نام سيف يا معديكرب يا هر نام ديگرى كه در داستان بدان خوانده شده است به دربار انوشروان فرستاده و از او كمك خواسته باشند ، و اين

--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 898 - 899 .